روزهای من

روزهای یه زندگی نه خیلی عجیب نه خیلی غریب...معمولی معمولی

فوت شاه!

فاطمه.ع | پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ | 5:2

مریم یه روزی نزدیک امتحانای خرداد بود که بهم اس ام اس داد برا کلاسای فتوشاپ اسمتو بنویسم یا نه؟منم از اونجایی که اسممو همه جا مینویسم و دیقه ی نود تصمیم میگیرم برم یا نه ،گفتم بنویس. تقریبا دوهفته پیش باهام تماس گرفتن که کلاسا از شنبه شروع میشه.اونقد صدای طرف با انرژی بود که من هم نتونستم بهش بگم اسم منو خط بزن.گذشته از این حرفا یادم اومد تقریبا فتوشاپ لازمم برا کارای مربوط به شرکت.

شنبه که رفتم سر کلاس ،دو کلاس 15 نفری بودیم.و قرار بود،توی کل دوره باشیم 30 نفر.دو روز بعد مربیمون اومد و گفت باید ازتون آزمون بگیریم چون بهمون گفتن باید 20 نفر بمونن.اونقد از این حرکت غیر اخلاقی بدم اومده بود که نگو. من تقریبا اینجور وقتا ساکتم و اعتراض نمیکنم اما این روزا از خودم هم بی اعصاب بودم، یکم کولی بازی راه انداختم که یعنی چی؟چرا از همون اول فکرشو نمیکنین و از اینجور حرفا. تازه با اون کلاسای چرتشون که از سر و ته کلاس 3ساعته بزنن،نیم ساعتش مفیده!

حالا امتحانش هم مبانی رایانه کار بود. روز قبل از امتحان یه کم سوال از نت گرفتم دیدم هی دل غافل! از اونجایی که رشته مون نیس تخصصی تره، کلا چیزی از این جور مفاهیم تو دیتابیسمون نیست. عصرش رفتم از کتابخونه کتاب گرفتم و تقریبا تا نزدیک صبح می خوندم. خب دیگه معلومه که قبول شدم.

یه هفته اول کلاسا یه کم گرافیک دستی داره. آخ که دلم برا نقاشی کشیدن تنگ شده بود. از افتخارات بنده اصلا اینه که همیشه هروقت دوستام از زنگ هنر مینالیدن من خیلی با علاقه نقاشیای خوشمل میکشدیم و حرص همه در می اومد.حالا تموم شد این تکالیفمون عکساشو تو یه پست دیگه می ذارم.توی کلاس چند تا از بچه های سال پایینی دانشگاه هم هستن که خیلی باحال و با مزه ان و الان دیگه مثل روزای اول کلاس برام خسته کننده نیست.

خلاصه یه هفته نرفتم شرکت و میرفتم کلاس فوت شاه! یهو یه روز صبح تو راه کلاس بودم که گوشیم زنگ خورد:خانم بیا شرکت،کجایی؟کلی کار داریم! گفتم :آقای مهندس کدا رو دیدن؟ میگه:آقای مهندس کیه؟مهندس مسافرته.بیا بابا داریم هاستا رو منتقل میکنیم ... یعنی عملابیگاری شروع شده بود!

الان دو روزه که دوباره شرکت رفتن رو با مریم شروع کردیم. مریم رو نمیدونم ولی من اونقد کارم روتینه که وسطاش قاطی میکنم . هی باید بک آپ بگیرم،منتقل کنم ،اسم عوض کنم و ...تاره مثلا دیروز همینجوری بیخودی سرور یه ساعت زد تعطیل شد. من هم مجبور شده بودم با کار فرمام هی درمورد مسائل اقتصادی و امور مالی صحبت کنم.همیشه بحث از اینجا شروع میشه که کارفرمام میپرسه:شما چقد دیگه از درستون مونده؟ فکر کنم با دیروز دفه سومه که میپرسه. بعد ساکت میشه.بعد من یه سوال در مورد دانشگاه اون قدیم قدیما که اون توش درس میخونده میپرسم و آخرش بحث به ضایع شدن رشته کامپیوتر با گرفتن همه جور دانشگاه ،کسادی شدید بازار، اینکه رشته مون از همه ی رشته ها سخت تره،کار بیشتری داره اما درآمد کمی داره،و مسائلی این چنینی ادامه پیدا میکنه و اگر من شانس بیارم سرور دوباره وصل میشه و کله ها میره تو کامپیوترشون دوباره و سکوت برقرار میشه. حالا مثلا دیروز این اتفاق دوباره افتاد ولی من چون روزه بودم حسابی داشتم چرت و پرت میگفتم.خودم میفهمیدم دارم پرت و پلا میگم ولی اونو هم نمیدونم فهمید یا نه.

باشگاه رو هم بخاطر رمضون تعطیل کردم. ساعت قبل افطارشو دوست داشتم که تشکیل نشد، بعد افطار که دیگه حوصله اش نیست. توی باشگاه هم تازگیا با یه دختر خانوم خیلی خوشمل به اسم پریا خانوم دوست شدم. پریا 13سالشه . و تقریبا جزو معدود دوستای منه که از خودم کوچیکتره. امیدوارم بتونم براش دوست خوبی باشم . از خصوصیاتش با انرژی بودن و همیشه آنلاین بودنشه. دو روز از آشناییمون نگذشته بود که ایمیلمو، آدرس وبلاگمو گرفت.اتفاقا خودشم وبلاگ داره. تبادل لینک هم کردیم و حالا که باشگاه نمیرم ،ایمیلی اوضاع باشگاه رو چک میکنم.

برنامه هام همش قاطی پاتی شده. شاید تنها برنامه ای که برای تابستون داشتم و الان دارم اجراش میکنم، نرفتن به دانشگاهه...

نماز روزه ها قبول،التماس دعا


مشخصات وب
روزهای من یک روز پروانه خواهم شد .بگذار زندگی هرچه می خواهد پیله کند...

  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • زبان آبادی
  • مطبخ رویا
آرشیو وب
  • شهریور ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای روزهای من محفوظ است .