
دیشب کلاس طراحی وب داشتیم که تشکیل نشد
.با دوستم رفتم سایت تا با هم یه کمی رو پروژه ی وبمون فکر کنیم
. یهو دیدم ای وای من !من که سیم آداپتور لپ تابمو نیاوردم
. جای میز لپ تابا ،یکی از همکلاسیامون بود که هم ورودی ماست ولی خب کلاساش با من فرق میکنه.ازش خواستم سیم شارژرشو بهم بده تا لب تاپمو شارژ کنم...بماند که چون نزدیکش نشسته بودیم هی این رفیقاش میومدن و با هاش سلام و علیک میکردن تا علاوه بر احوالپرسی سر از کار ما درآرن و فضولی کنن
...کارم تموم شد و شارژرمو بهش دادم که یهو ازم یه سوالی در مورد گزارش پروژه پرسید
...منم یه لحظه فکرم رفت جای گزارش هوش مصنوعیم
...کلی براش توضیح دادم که من چی نوشتم و چه جوری الگوریتماشو پیاده سازی کردمو...از همه توپ تر یارو ازم پرسید:"شما چه سایتایی برای سرچ رفتین؟" منم گفتم:"چون مسئله اش خیلی معروفه سایت ایت پازل بیشتر رفتم بقیه رو هم یادم نیست..."
خدایا!
با رفیقم اومدیم پایین تو ایستگاه سرویسای دانشگاه که یادم اومد ای دادِ بیداد...یارو ازم داشت گزارش پروژه ی طراحی الگورتمشو می پرسید نه هوش مصنوعیشو...بعدش هم چرا از من پرسید که شما گزارشتونو فرستادین؟![]()
چرا وسط توضیحای من نگفت :"چی میگین شوما ؟اصلا منظورتون چیه؟
" چرا من یه لحظه جوگیر شدم کل الگویتمو واسه یارو توضیح دادم
.اونکه فقط یه سیم شارژر لب تاپشو بشتر بهم نداده بود،می تونستم با دادن سیم شارژر گوشیم ،مثلا جبران کنم یا یه برگه ت..ق..ل..ب!البته این دو راه زیادشه همون از این به بعد سلام علیک کردن ،بسه براش...!![]()
![]()
حالا نمیدونم یارو فهمیده من چه سوتی دادم ؟
یا مثلا خودش فهمیده من طراحی ندارمو ترم پیش با بدبختی پاس کردم؟
یا دانشگاه رو پر کرده که این یارو(اینجانب)یوله و هول ...هرچی بپرسی ازش یه چیز دیگه میگه...
!؟!؟ اصلا یه وضعی...![]()
![]()
کلا جفتمون سوتی بودیم از نوع توووووپش.![]()
![]()


یک روز پروانه خواهم شد .بگذار زندگی هرچه می خواهد پیله کند...